حق من بر خاک پا افتادن و بوسیدن است

هرکجا من می روم بوی تو را بوئیدن است

هر گلستان میروم گلهای عشقت چیدن است

داده ای هوشی مرا ای رهنما ای با خزد

حق من بر خاک پا افتادن و بوسیذن است

ای عزیز و ای کریم سر سحر از من مگیر

چون مرادی در سحر حالش قبول دیدن است 

/ 0 نظر / 19 بازدید