آئینه

روزگاری حرف مردان حرف بود

در میان انجمن این نقل حرفش صرف بود

تا مرادی می شنید  دمساز آه و ناله ای

جمع یاران جمع بودن بهر یار و یاره ای

حال دوران کج شده مردان به خوی دیگری

حال یاران در مسیری دیگری در زرگری

سیم زر را پیش خود راه نجاتش بت شده

بت شکن خواهد که بتها را کند در یک رده

 

/ 0 نظر / 16 بازدید